-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:43
تو را شب ها پیش روی خدا بزرگ میکردم و از انکه بخواهد روزی سوای ان را نشانم بدهد نمیترسیدم . من ب تو فکر میکردم که پدرم را از دست دادم . دستان مهربان مادرم را .من حتی خواهر و برادرم را از دست دادم . من ب تو فکر میکردم ک یادم میرفت زیر گاز را کم کنم . من ب تو فکر میکردم ک یادم میرفت ؛ پوست سرم تاول ز...
جمعه
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 0:49
هشت سالش بود ک ان پیراهن گل دار سفیدش را ک با جان و دل دوست داشت ؛ تن یکی از عروسک های بزرگ ترش کرد و پشت در ؛ کنار زباله ها گذاشت ؛در جیب های جانب پیراهن ؛ ان جفت گوشواره ی طلایی که از قدیم الایام دوستشان داشت و دیگر مویی نداشت تا ان دو را در پیج و تابش پنهان کند جا سازی کرد؛ ک شاید ب موهای بلند ...
ماهگرد
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:15
جمعه پنجم آذر ۱۳۹۵ ماهگرد خدا پیشانی دختر هایی ک روی سرشان مو ندارند را همان هفت سالگی بوسیده ، ترکشان کرده است .
..
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 18:30
اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى وَ اَفْرَطَ بى سُوَّءُ حالى وَ قَصُرَتْ بى اَعْمالى وَ قَعَدَتْ بى اَغْلالى وَ حَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى وَ خَدَعَتْنِى
دوشنبه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 18:53
او مهربان بود xa0؛ روی خدا را هشت شب میبوسید . برایش غم هایش را بسط نمیداد .خدا هر شب می امد ؛ جا نماز ترمه دوزش را میبوسید ب شمع دانی ها میگفت ؛ صاحبشان ادم وفاداری ست و زیر قولهایش نمیزند . دیشب وقتی میخواست جانمازش را ببندد تا بگذاردش روی میز کنار گلدان هایش ؛ سرفه اش گرفت . ب شمعدانی ها قول داد ...
چهار شنبه .
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 18:52
اگر روزی دیدمش حتما از چشم هایش خواهم پرسید ؛ ک اگر تمام اشک های شبانه ی ادم های خوبش را دیده است ؛ چرا در قلب همان ها مهر ادم های بدش را گذاشته است؟xa0xa0اگر او روح دارد و از همان در تن ادم های خوب غمگین دمیده ؛ باید ب حرمت گذشته ی پاکشان ان هارا ببخشد و دوستشان بدارد . اگر کم بیاورند؛ اگر هیچ چیز ...